شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

279

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

ترا ايمن گردانيدم از خود ، و زياده مىكنم بر تو آنچه گرفته‌ام از ملك تو ، و يارى مىكنم ترا به دشمنان تو ، به درستى كه من پشيمان و نادمم ازين كه به تو اين رسيد ، از براى آنكه در ايام زندگانى طعام تو خورده‌ام گويا كه من رسول و حاجبم . برخيز كه بر گذشته گرفتن نمىشود ، و جزع و بىتابى در وقت درد و بلا مكن ، زيرا كه اهل نعمت و بزرگى در وقت نزول بلا صابرتر و شكيباترند « 50 » از غير . و به من بگو كه اين كار به تو كه كرده است تا انتقام تو ازو بكشم . 32 ، 49 - دارا چشم پر اشك ساخته ، دست سكندر را بر روى خود نهاد ، و مىبوسيد ، و گفت : اى ذو القرنين تكبر مكن ، و تجبر منماى ، و نفس خود را بلند مگير بيشتر از اندازهء خود ، و ميل به دنيا مكن كه ديدى آنچه به من رسيد ، و من باعث عبرت تو گشتم ، پس اكتفا كن به همين ، و حذر كن از افتادن من ، و بپرهيز از چيزى كه مرا اين چنين گردانيد ، و محافظت سيرت من از رهگذر مادر من بكن ، و او را مادر خود خوان ، و زن مرا خواهر دان ، و دختر خود را بر تو عقد بستم ، پس دست خود را بر دهن خود نهاد و درگذشت . 32 ، 50 - پس امر كرد اسكندر كه او را غسل دادند ، و به مشك و عنبر معطر گردانيدند ، و به جامه‌هاى زربفتى كفن پوشانيدند . 32 ، 51 - مناديان ندا در دادند در لشكر روم و فارس كه مسلح و مكمل جمع آيند و صف‌ها « 51 » بيارايند . 32 ، 52 - بعد از آن [ 76 - ب ] حكم كرد كه ده هزار سوار پيش پيش جنازهء « 52 » او مىرفته باشند با شمشيرهاى كنده ، و ده هزار سوار ديگر در پس جنازهء او ، و ده هزار سوار ديگر در طرف راست ، و ده هزار سوار ديگر در طرف چپ ، و با جميع عظماى روم و فارس و سادات با

--> ( 50 ) - د : صابر و شكيبا . ( 51 ) - د : + را . ( 52 ) - د : با جنازه .